به نام خدا

دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان میشا دختر خوناشام نوشته محدثه فارسی با لینک مستقیم

دانلود رمان میشا دختر خوناشام با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان میشا دختر خوناشام: عاشقانه ، طنز ، هیجانی
نویسنده رمان: محدثه فارسی
تعداد صفحات رمان: ۲۹۶ صفحه

دانلود رمان میشا دختر خوناشام

خلاصه داستان: به نام خداوندی که درهمین نزدیکی است.
میشا دختری که خوناشامه. اما از شرقه و کلی فرق داره.
داستان میشا با همه خوناشاما فرق داره.
از جنس ایرانه و با خون و خون ریزی مخالفه.
ولی تقدیرش میشه خون خوردن و تغذیه کردن. تو راهش دوستانش مثل خودش قربانی میشن.
بیشتر موقع ها اگه دقت کرده باشید توی رمان ها یا فیلم های غربی خوناشام هستن.
ولی من یه تصمیم گرفتم این خوناشامو به سبک ایرانی بنویسم.
شخصیت اصلی داستان ما خوناشام هستش امیدوارم خوشتون بیاد.
مثل همیشه به یاری خدا و همراهی شما دوستان میریم که شروع کنیم پس بسم ا…
قسمتی از رمان میشا دختر خوناشام
کی فکرش را می کرد؟ روزی برسد که نتوانم انسان بمانم.

تمام احساسات انسانی من کشته شود و من هم بشوم عضو همان هایی که انسان های زیادی از آنها وحشت دارند.
کی فکرش را می کرد که روزی برسد و من پا بگذارم روی تمام نقاط احساساتی روحم.
و اما روحم به آسمان برود و جسم ترسناک من روی زمین بماند و با تمام سختی ها زندگی کند!
آری این منم، دختری از جنس شرق، ولی انسان نیست.
اون یک *خوناشام* است!
یه بار دیگه آدامسمو باد کردم و ترکوندمش. رها قیافه ای کج کرد و گفت:
رها _ اه حالم رو بهم زدی. من موندم این آدامسو تو چجوری انقدر باد می کنی؟
چشمکی زدم براش و با لحن بامزه ای گفتم:
من _ حرص نخور جوجو… خشک میشه!
چشم غره ی توپی بهم رفت و نگاشو ازم گرفت… یهو پرید و گفت:
رها _ اوناهاشن… دارن میان…

اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=720