به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان من شیطون نیستم به قلم کیمیا سوار با لینک مستقیم

دانلود رمان من شیطون نیستم با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان من شیطون نیستم: اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: کیمیا سوار
تعداد صفحات رمان ۷۰۰ صفحه

دانلود رمان من شیطون نیستم

خلاصه رمان : حنا فرزند طلاق  است و نه پدرش اون رو می خواد و نه مادرش…
از قضا وارد خانه مردی می شود که از همسر اولش خیانت دیده است.
طلا با او ازدواج می کند، اما فقط برای نیازشون: یکی داشتن پناهگاه و دیگری جایگزینی برای عشق سابقش!…
قسمتی از متن رمان من شیطون نیستم
“حنا”
با صدای زنگ ساعت وحشت زده از خواب پریدم.
چشم هام که به عقربه های ساعت افتاد، چهار تا شد.
لعنتی خواب مونده بودم، ساعت هشت امتحان داشتم و الان ساعت هفت و نیم بود و من خنگ یادم رفته بود ساعت رو یکم زودتر تنظیم کنم.
گوشیمو پرت کردم رو تخت و پریدم جلوی میز آرایشی، یه کرم ضد آفتاب زدم و جلوی موهام رو سرسری شونه کشیدم و از پشت محکم بستمشون.

مانتو رو تنم کردم و مقنعه نیمه چروکمو سریع بردم جلوی بخاری کوچک اتاقم تا چروک هاش باز بشن، با عجله سرم کردم و گوشیمو انداختم تو کیفم.
حالا ساعت یه ربع به هشت بود.
با عجله از واحدمون زدم بیرون که پایین پله ها محمد پسرعموم رو دیدم، طبق معمول یه کت شلوار تنش یه عینک رو چشمش، اونم دانشگاه ما درس می خوند، منتهی رشته مون فرق می کرد.
اون حسابداری می خوند و من مدیریت، با درک کردن موقعیتم سلام گرمی کردم که طفلک متعجب شد.
اصولا چون باهاش سلام و احوال پرسی نمی کردم، محل هم بهش نمی ذاشتم.
با کمی مکث جوابمو داد:
_سلام
_محمد جان شما هم داری میری دانشگاه؟
از جان کنار اسمش چشم هاش چهارتا شد و با…

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=2127