دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان قلب های بی تپش نوشته مهرداد مراد با لینک مستقیم

دانلود رمان قلب های بی تپش با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان قلب های بی تپش: پلیسی
نویسنده رمان: مهرداد مراد
تعداد صفحات رمان: ۳۸ صفحه

دانلود رمان قلب های بی تپش

خلاصه داستان: سروان سعید صفورا در تلاش برای یافتن رئیس باندی‌ است که پس از، از هم پاشیدنش دوباره فعالیت خود را آغاز کرده و هم زمان به دنبال انتقام است انتقام از افرادی که…
قسمتی از رمان قلب های بی تپش
*بی خوابی های شبانه*
صدای زنگ بی امان تلفن کلافه ام کرده بود.
روی تخت سرم را زیر بالش فرو بردم.
مثل همیشه خیلی دیر به خواب رفته بودم و هیچ دلم نمی خواست چشمانم را باز کنم و از رخوت دل انگیز صبح گاهی بیرون بی آیم.
همه ی بدنم بی حس بود و نا نداشتم برخیزم اما آهنگ تند و تیز تلفن مجال نمی داد و پی در پی رشته ی ظریف چرت نازم را از هم می درید.
بالش را بیشتر به گوشم فشردم. سعی کردم بی اعتنا باشم.

مزاحم به زودی خسته می شد و من هم یک ساعت بیشتر می خوابیدم.
اما نه، بی فایده بود هرکه بود، از حضورم در خانه خبر داشت و هر لحظه، با صدای هر زنگ، به سماجت خود می افزود.
با عصبانیت تکانی به خودم داده و از جایم بلند شدم.
با وجود روشنایی روز، چشمان خواب آلودم درست نمی دید.
دستم را پیش برده و گوشی را پیدا کردم.
روی صندلی کنار تلفن نشستم و با برداشتن گوشی خمیازه ی بلندی کشیدم و گفتم:
– بفرمایید…
– سلام سعید خان! ببخشید این موقع مزاحم شدم. حالتون خوبه؟
صدای مدیر ساختمان بود. مرد با انضباط و مودبی که در رتق و فتق امور آپارتمان وسواس زیادی به خرج می داد و همه ی ساکنین از عملکردش راضی…

دانلود جدیدترین رمان ها از کانال رمان باز :) عضویت در کانال رمان باز
اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=1823