دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

به نام خدا
تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان قشاع نوشته نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان قشاع با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان قشاع: عاشقانه ، اجتماعی
رمان قشاع نوشته: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان: ۴۱۸ صفحه

دانلود رمان قشاع

خلاصه داستان: هونیا زنی که انگشت اتهام برادر شوهر تازه از سفر برگشته اش به طرف اوست و منتظر توضیحی برای تمام اتفاقاتی که…
قسمتی از رمان قشاع
امیرعباس مثل برادر شوهرم جلوم نایستاده بود مثل یه بازجو بود.
چرا همه تموم مسئولیتو همّ و غم منو سپردن دست این؟!
چرا جز امیرعباس هیچ کس دور و برم نیست؟!
انگار این یه امر عادیه که داره منو میپاد!! بدجوری معذبم.
تنم عین بید از درون می لرزید ولی محکمی خودم رو حفظ کرده بودم، من هونیام نمی شکنم…
با اون صدای بم و پرطنینش که وقتی حرف می زد توی دل آدم می لرزید از قدرت صداش گفت:
امیرعباس_منتظرم. تعریف کن.
«پرسش گرا نگاهش کردم، عصبی ولی با صدای آروم گفت» بعد از چند سال از کانادا اومدم یه برادرم به قتل رسیده یه برادرم هم تو تصادف مرده.

قاتل برادرم معلوم نیست کیه!
بهترین رفیق دوران بچگیم تو زندانه یکی میگه چکش برگشت خورده یکی میگه ازش بخاطر چیز دیگه ای شکایت کردن.
خواهر همین رفیقی که میگم شده زن برادرم «با حرص و خشم تو چشمام نگاه کرد و حرفشو ادامه داد» که سه ماهه عروسه و شش ماهه بارداره.
خواهرم شوکه و افسرده ست.
اون بیرون ارشیا زل زده به زنش و زنش هم خون گریه میکنه.
چی باعث شده عشقشون رو میز دادگاه لنگ دوتا امضاء و یه خطبه ی طلاق باشه؟! «با خشم و کنجکاوی نگاهم کرد و گفت»
بابای من تو فاصله ی سه ماه دوتا جوون از دست داد بعد بابای تو کمرش شکسته!!!
مادرت بی قرارتره، چرا همه مشکوک نگاهت میکنن؟! چه بلایی سر این دو تا خونواده اومده؟!…

دانلود جدیدترین رمان ها از کانال رمان باز :) عضویت در کانال رمان باز
اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=457