به نام خدا

دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان عقرب و پروانه از pari3017 با لینک مستقیم

دانلود رمان عقرب و پروانه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان عقرب و پروانه: عاشقانه ، پلیسی ، اکشن
رمان عقرب و پروانه نوشته: pari3017

دانلود رمان عقرب و پروانه

خلاصه رمان: ماجرا از نفوذ دو مرد در میان خلافکارها آغاز میشه.
دو مرد کاملا متفاوت، دو مرد که مدت‌هاست برای رسیدن به این روز تلاش کردند.
اما حضور یک دختر، دختری از جنس پروانه مسیر رو عوض می‌کنه.
دختری که از پدرش یک زندگی آروم و شاد می‌خواد.
نه پول و ثروت، نه زندگی که باید از ترس دشمنان و رقبا زندانی باشه و نه زندگی که در اون نیاز به محافظ داشته باشه، اون هم محافظی از جنس عقرب!
داستان زیبا و مهیج و البته رمز آلودی در انتظار خواننده‌های این رمان است.
قسمتی از رمان عقرب و پروانه
«باید شست از قلب هر آن‌چه نشان از آرزو و عشق است.
بگذار دستانت آن‌قدر بی‌رحم شوند تا بتوانند بدرند.
گاهی باید سنگ شد محکم و نفوذ ناپذیر چون از زمانه آموختم بی‌رحم، می‌درد دل رحم را…»

قطرات عرق از روی شونه‌هام سر می‌خورد و روی کف سرامیک می‌ریخت.
نزدیک به یه ربع میشد که داشتم شنا می‌رفتم.
موهام خیس عرق شده بود.
هر روز صبح این کار من بود.
یه شنای دیگه رفتم و خودم رو روی سرامیک خنک خونه رها کردم، این خنکی حس خوبی رو بهم القا می‌کرد.
به سقف نگاه کردم و حرفای سعید رو به خاطر آوردم که می‌گفت:
-کم کم داره جور میشه. حسابی ترسیده!
ای کاش من و تو رو یه جا با هم ببره. خلافش بیش از اندازه شده و حسابی واسه خودش دشمن تراشیده، این‌طوری کار ما هم خیلی سخت‌ترمیشه.
دیشب با تمنا صحبت کردم. بعد از حرفام زد زیر گریه. می‌دونی چند وقته ندیدمش؟ یک‌سال!
چشمام رو کوتاه روی هم گذاشتم. باید سعید رو…

اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=138