دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان ستاره های بی نشان از نویسنده نیلوفر لاری با لینک مستقیم

دانلود رمان ستاره های بی نشان پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان ستاره های بی نشان: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: نیلوفر لاری
تعداد صفحات رمان ۲۷۱ صفحه

رمان ستاره های بی نشان

خلاصه ای از رمان : داستان رمان درباره ی دختر فقیری است که به همراه مادر و خواهران خود زندگی می کند.
به دلیل خطایی که خواهرش مرتکب می شود، زندگی خانواده دچار تلاطم می شود.
شکوه برای جرمی که مرتکب نشده راهی زندان می شود…
اما از زندان فرار می کند و بی هدف راهی می شود تا به شهری برسد.
او پس از پشت سر گذاشتن سختی های فراوان با پسری آشنا می شود که…
قسمتی از رمان ستاره های بی نشان
هنوز از در نیامده بودم داخل، مادر صدا کرد:
«شکوه، زود بیا توی هال، یک عالمه سبزی داریم که باید همین امشب آماده کنیم.»
وسایلم از دستم سر خورد پایین…
با دیدن یک کپه سبزی که روی ملحفه ی قهوه ای رنگ روی هم انباشته شده بود.

و قیافه شیرین و شهین که به تربچه های شسته نشده ناخنک می زدند…
مغزم سوت کشید.
نگاهی به کف دست هایم انداختم، از بس که دست هایم را با لیف و صابون سابیده بودم سرخ شده بودند و پوست انداخته بودند، اما هنوز رنگ سبز سبزی خوب از بین نرفته بود.
با اعصابی داغان کنار شهین نشستم و گفتم:
«این سبزی ها مال کیه؟»
شهین با دست های کثیف صورتش را پاک کرد.
«مال حاج آقا رحمان است! نذری دارند…»
شیرین پرسید:
«حمام خلوت بود یا نه؟»
یک دسته ریحان برداشتم و با عصبانیت گفتم:
«بد نبود! این حاج آقا رحمان کار و کاسبی ندارد که همیشۀ خدا نذری دارد! ریحانش مفت نمی ارزد!
چه کار می کنی شهین، هنوز دل دردت خوب…

دانلود جدیدترین رمان ها از کانال رمان باز :) عضویت در کانال رمان باز
اشتراک گذاری این مطلب :