به نام خدا

دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان روزهای سرد عاشقی به قلم امیر فرهی با لینک مستقیم

دانلود رمان روزهای سرد عاشقی با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان روزهای سرد عاشقی: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: امیر فرهی
تعداد صفحات رمان ۷۷ صفحه

رمان روزهای سرد عاشقی

قسمتی از متن رمان روزهای سرد عاشقی
صداى حرکت چرخ هاى اتوبوس بر روى جاده ى پر پیچ و خم دخترک نابینا را به خودش آورد.
او تا به حال بدون پدر و مادر خود جایى نرفته بود و شاید هم دلیل ترسش از این مسافرت همین مى باشد.
دلارام دستش را بر روى دست کارولاین که درست کنارش نشسته بود گذاشت و به آرامى فشرد و به صداى پدر و مادر خود که درست بیرون اتوبوس رو به شیشه ى دلارام ایستاده بودن و با جملات به سلامت دخترم، خدا به همراهت باشد او را بدرقه ى مسافرت مى کردند گوش داد.
ساعت ها از حرکت اتوبوس گذشته بود.
دلارام پس از مدتى که در سکوت سپرى کرده بود بالاخره رو به کارولاین کرد و گفت:
امیدوارم که این دفعه نا امید برنگردم.

کارولاین که حسابى تحت تاثیر حرف دلارام قرار گرفته بود نگاه تحسین برانگیزش را به چهره ى دلارام انداخت و با لحن مهربانش به او گفت:
من اطمینان دارم که این دفعه موفق خواهی شد، تو بینایی خود را بدست می آوری دلارام.
دلارام در حالی که پوزخند بر لب داشت با تمسخر زمزمه کرد: خدا کنه…
رم – ایتالیا
سوز سردی که در حال وزیدن بود ترس و هراس سختی را در وجود دختر جوان مستولی می کرد و او در حالی که دستانش را در پناه بازوانش قرار داده بود سرش را به طرف صندلی کارولاین برگرداند و از او پرسید که رسیدیم؟!
کارولاین با صدای خسته و خواب آلود خود به دلارام جواب مثبت داد.
از اتوبوس پیاده شدن، دلارام عصای تاشوی…

اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=2348