به نام خدا

دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان رقص مرگ نوشته نگار مرادی با لینک مستقیم

دانلود رمان رقص مرگ با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان رقص مرگ: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: نگار مرادی
تعداد صفحات رمان: ۵۲۴ صفحه

دانلود رمان رقص مرگ

خلاصه داستان: داستانی دنباله دار از روایت عشق.
شخصیت های جذاب و متفاوت.
دیدگاه متفاوت و احساسی.
در ۵ فصل با حوادث و اتفاقات غیرقابل پیش بینی.
رمانی جذاب برای هر لحظه ی شما.
به قلم نویسنده ی خلاق و توانا نگار مرادی
پیشنهاد میکنم کسانی که حتی رمان هم نمیخونن حتما این رمان زیبا رو بخونن.
قسمتی از رمان رقص مرگ
نگام روی عکس گره خورده بود، چشم‌های قشنگ و مهربونش داشت منو می‌کشید به سال‌ها پیش به روزایی که تنها غم دنیا واسم صبح زود بیدار شدن و تا مدرسه پیاده گز کردن بود.
روزهایی که سرخوش و شاد بودم و کنار مامان و بابا حس خوشبخت‌ترین دختر دنیا رو داشتم.
ناخودآگاه ذهنم کشید روی روزایی که با شروع تعطیلات تابستون و خلاصی از درس و مدرسه راحت روی تختم خوابیده بودم.

از ساعت شش و نیم با خودم کلنجار می‌رفتم که خوابم ببره اما این ۹ ماه توفیق اجباری مدرسه نمی‌ذاشت با خیال راحت تا لنگ ظهر بخوابم.
دوباره چشمام رو بستم و سعی کردم بخوابم اما نمی‌شد.
صدای ساعت زنگدار باعث شد تمام حرص و عصبانیتم رو سرش خالی کنم و محکم بکوبمش زمین تا شاید با بیرون اومدن دل و روده‌اش دست از سرم برداره.
پتو رو تا بالای سرم کشیدم اما هیچ حسی جز کمبود اکسیژن و خفگی عایدم نشد.
بی‌فایده بود خواب از سرم پریده بود و نمی‌شد کاریش هم کرد.
بی‌حوصله از جا بلند شدم و چند مشت آب به صورتم پاشیدم.
مطمئنم اگه مامان این لحظه رو می‌دید کلی بهم غر می‌زد و با اصطلاح همیشگی خودش می‌گفت: تو باز صورتت رو گربه‌شور کردی…


کاربر گرامی برای دانلود رمان رقص مرگ ابتدا باید آن را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه کامل و اصلی این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.

قیمت ۵۰۰۰ تومان


رمان خریداری شده بلافاصله پس از پرداخت قابل دانلود می باشد.
کاربر گرامی جهت تماس با ما و یا ارسال تیکت پشتیبانی :
” کلیک نمایید “

اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=832
۱ نظر ارسال شده
  1. میلاد گفت:

    خیلی رمان خوبی بود…