به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان حصار تنهایی من نوشته پری بانو با لینک مستقیم

دانلود رمان حصار تنهایی من با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان حصار تنهایی من: عاشقانه ، اجتماعی
رمان حصار تنهایی من نوشته: پری بانو
تعداد صفحات رمان: ۱۲۰۳ صفحه

دانلود رمان حصار تنهایی من

خلاصه داستان: داستان رمان درباره دختری به اسم آیناز است که نه زیبایی افسانه ای داره که زبان زد خاص و عام باشه، نه پول و ثروتی که پسرا برای ازدواج با اون به صف باایستن.
دختری با قیافه معمولی که تو همین جامعه زندگی میکنه.
و بر خلاف تمام دخترا که عزیز کرده باباشون هستن این دختر نیست.
باباش در کمال ناباوری و نامردی آیناز رو جای بدهیش میده به طلبکارش.
و مسیر زندگی این دختر از راهی باز میشه که هیچ وقت فکرش رو هم نمی کرد…
قسمتی از رمان حصار تنهایی من
مامانم شونه هامو تکون داد و صدام میزد: آنی… آنی…
-هووم
-هووم چیه؟ پاشو ببینم… مگه نمی خوای بری خیاطی؟
با شنیدن اسم خیاطی چشمامو باز کردم و سیخ نشستم و گفتم: ساعت چنده؟

-هشت و نیم
-وای مامان چرا بیدارم نکردی؟
بلند شدم و از اتاق اومدم بیرون مامانم پشت سرم اومد و گفت: خودمم تازه بیدار شدم تا تو دست و صورتتو بشوری صبحونه رو حاضر میکنم.
دستشویی رفتنو دستو صورت شستنم شیش دقیقه طول کشید.
سریع به اتاقم رفتم و دستی به موهای فرفریم کشیدم و با یه کش مو بستمش.
کمد لباسیمو باز کردم هر چی دم دستم بود پوشیدم به ساعت نگاه کردم هشت و چهل دقیقه بود یعنی تا نه میرسیدم؟
عمرا اگه برسم…
کیفمو برداشتم از اتاقم اومدم بیرون مامانم با یه لقمه به دست از آشپزخونه اومد بیرونو گفت: بگیر این لقمه رو تو راه بخور دل ضعفه نگیری.
لقمه رو از دستش گرفتم به سمت در حیاط میدویدم که مامانم صدام زد: با دمپایی کجا داری میری؟…

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=460

۴ نظر ارسال شده
  1. delsa گفت:

    این رمان فوق العاده هستش

  2. سمیرا گفت:

    عالی بود

  3. Delsa گفت:

    عالی بود . ممنون 😁😁👏👏👏