دانلود رمان, رمان آنلاین, رمان باز, رمان جدید

تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان تلاقی دو نگاه از فاطمه عسجدیان و صدف نامور با لینک مستقیم

دانلود رمان تلاقی دو نگاه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان تلاقی دو نگاه: عاشقانه ، کل کلی
رمان تلاقی دو نگاه نوشته: فاطمه عسجدیان و صدف نامور

دانلود رمان تلاقی دو نگاه

خلاصه داستان: رمان تلاقی دو نگاه سرنوشت دختری رو به تصویر میکشه که اتفاقاتی رو تجربه میکنه که برای هر کس غیر ممکن و حتی غیر قابل تحمل هست.
تارا، دختر آسمان، دختری که حقیقت رو پذیرفت.
اما این رمان تنها داستان تارا نیست، بلکه جز تارا داستان هفت ستاره عاشق دیگه رو هم دنبال میکنه.
اما مقصد این هشت ستاره عاشق به کجا ختم میشه؟
شاید عشق…
قسمتی از رمان تلاقی دو نگاه
ــــ خداحافظ مامانی
مامان: خداحافظ عزیزم، مراقب خودت باش.
ــــ چشم مامان جونم.
از خونه اومدم بیرون.
امروز یه جورایی هم بهترین روز محسوب میشه هم بدترین…
آخه روز آخر هست که میرم مدرسه و باید از دوستام جدا بشم.
اما خوبه چون بلاخره از دست مدارس راحت شدم.

سوار سرویس شدم و به خانم رحمانی سلام کردم اونم مثل همیشه با لبخند جوابمو داد.
بیست دقیقه ای گذشته بود که صدای خانم رحمانی رو شنیدم.
خانم رحمانی: تارا جان رسیدیم.
چشمامو باز کردم رو به روی مدرسه بودم.
ـــــ ممنون، خدانگهدار.
خانم رحمانی: خدا نگهدار عزیزم.
وارد مدرسه شدم.
ـــــ سلاااام.
اقای قادری مستخدم مدرسمون بود لبخندی زدو گفت:سلام دخترم
از دور پریا رو دیدم که روی نیمکت نشسته بودو مثل همون حیوون گوش دراز داشت درس میخوند
البته بلانسبت اون حیوون بیچاره.
رفتم نزدیک و گفتم: اهوووم.
پریا سرشو بالا آورد با دیدن من لبخندی زدو گونمو بوسید.
بیچاره نمیدونه همین الان به چی توصیفش کردم وگرنه خونم حلال بود، منم متقابلا ابراز احساست زیاد.
پریا: سلام عشقولی.
ــــ سلام گلی، چطور مطوری؟
پریا: عالی تو چطوری؟
ــــ خوب با هم نشستیم…

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=220