به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان تقاص نوشته هما پور اصفهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان تقاص با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان تقاص: عاشقانه
نویسنده رمان: هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان: ۷۹۳ صفحه

دانلود رمان تقاص

خلاصه داستان: داستان سال ها پیش آغاز شد.
وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت.
شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق آتشین در گذشته باعث یک عشق آتشین دیگر در آینده شود.
اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد.
باید تقاص پس بدهیم، هم من هم تو، تقاص گناهی که نکردیم و…
قسمتی از رمان تقاص
با سر و صدایی که از بیرون می اومد به زور چشمامو باز کردم.
آفتاب از پنجره های بلند و سلطنتی اتاقم روی فرشای‬ ابریشمی پهن شده بود.
از تختخواب بزرگ یه نفر و نیمم پایین اومدم و حریری رو که مثل پرده از بالای تخت آویزون‬ شده بود و دور تا دور تختم رو می گرفت مرتب کردم.

با دیدن تابلوی قشنگم که به دیوار بالای تخت بود لبخندی زدم‬ و سلام نظامی دادم.
کار هر روزم بود. قبل از خواب به تابلوم شب بخیر می گفتم و صبح به صبح بهش سلام می کردم.‬
‫دمپایی های راحتیمو که شکل خرس بودن پام کردم و شنل نازکی روی لباس خوابم پوشیدم.
چون اصلا حال لباس‬ عوض کردن نداشتم. جلوی آینه وایسادم و به خودم خیره شدم.
طبق روال بقیه روزا غر زدم:‬
‫- بازم یه روز دیگه. دوباره باید ول شم توی خونه.
حالم از تابستون به هم می خوره. کی می شه تموم بشه؟
یه‬ مسافرت هم نمی ریم دلمون باز بشه. خدایا یه کاری کن امروز حوصلم سر نره.
یا بزن پس کله ی سپیده پا شه بیاد…


کاربر گرامی برای دانلود رمان تقاص ابتدا باید آن را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه کامل و اصلی این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.

قیمت ۵۰۰۰ تومان


رمان خریداری شده بلافاصله پس از پرداخت قابل دانلود می باشد.
کاربر گرامی جهت تماس با ما و یا ارسال تیکت پشتیبانی :
” کلیک نمایید “

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=873