دانلود رمان, رمان آنلاین, سایت رمان, رمان جدید

سایت رمان باز

رمان باز وبگاه اختصاصی دانلود رمان

دانلود رمان بلندای شانه هایت نوشته معصومه خلیلی با لینک مستقیم

دانلود رمان بلندای شانه هایت با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان بلندای شانه هایت: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: معصومه خلیلی
تعداد صفحات رمان: ۳۴۳ صفحه

دانلود رمان بلندای شانه هایت

خلاصه داستان: راجع به یک مهماندار و خلبان هواپیمایی مسافربری که اتفاقی آشنا میشن.
دختر رمان تنهاست و کمی احمقانه و بچگانه رفتار می کنه، اما پسر رمان با سیاست و پخته ست.
هاوش که بخاطر نقص ظاهریش در بچگی از سمت هم سن و سالان، و در بزرگسالی از طرف جنس مخالف زیاد جذاب نبود، دچار یک عقده و سرکوب شدگی شده و تمام دوران زندگیش رو برای انتقام گیری صرف کرده، که با هلنایی که بخاطر شجره خانوادگیش از سمت همه اقوام طرد شده و بی دست و پاس آشنا میش.
شاید در ظاهر مقدمه عادی و غیر جذاب باشه، اما نگارش عشقی بسیار عمیق و روان باعث زیبای متن رمان شده.
عشق تو آسمون ها و توی غول آهنی، با رایحهِ میوه های گرمسیری و نواخته شدن ساکیفون در پس زمینه، محیط پر شوری برای عاشق شدن در وجود خواننده پتانسیل می کنه…

قسمتی از رمان بلندای شانه هایت
شانزده سال قبل
جواد صمیعی: موسی نژاد کجاست؟
در حالی که سعی میکردم شیشه عینکم رو تمیز کنم، جواب دادم:
ـ کتابخونه گمونم!
دستمال کاغذی رو محکم روی شیشه عینک می کشیدم ولی اون لکه که دیدم رو تار می کرد، پاک نمیشد، شیشه اش رو بین لبام گرفتم و ها کردم تا روش بخار بشینه.
دوباره با دستمال کاغذی روش رو پاک کردمو نگاهی دقیق تر انداختم.
از صدای پوزخندش عصبی شدم.
دست برد زیر کتاب فیزیکم.
با چهارتا انگشتش ضربه محکمی بهش زد که باعث شد زیر دستم جابجا بشه.
جواد قصد کرده بود عصبانیم کنه، پسر ِالافِ آسمون جل!!
ـ چند واحد پاس میکنی؟

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=764