به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان افسونگر نوشته هما پور اصفهانی با لینک مستقیم

دانلود رمان افسونگر با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان افسونگر: عاشقانه ، هیجانی ، کل کلی
نویسنده رمان: هما پور اصفهانی
تعداد صفحات رمان: ۵۵۵ صفحه

دانلود رمان افسونگر

خلاصه داستان: تائیس افسونگری بود که با افسون خود اسکندر را وادار کرد پرسپولیس را به آتش بکشد.
و من افسونگری هستم که روح را به آتش می کشم. یکی پس از دیگری…
افسون نخواست افسونگر باشد، افسونگرش کردند… 
قسمتی از رمان افسونگر
آب دهنم رو تند تند قورت می دادم تا بلکه این بغض لعنتی دست از سر گلوی بیچاره ام برداره.
من موندم چرا خسته نمی شه!
همینطور هر صبح تا شب و هر شب تا صبح توی گلوی من جا خوش کرده!
می دونه من سرتق تر از این حرفام که بذارم بشکنه ولی بازم از رو نمی ره. صدای داد بلند شد:
– امیلی… مُردی؟
سریع خم شدم و در کابینت درب و داغون رو باز کردم.
خدایا از این خونه متنفرم، همه جاش پر از سوسک و کثافته.

هر چی هم می شورم انگار نه انگار! خدایا من از سوسک بدم می یاد! چرا نمی میرم؟
صدای فردریک این بار بلند تر از قبل بلند شد:
– امیلی!!! بیام تو اون آشپزخونه هلاکت می کنم.
می دونستم راست می گه، در این مورد دروغ تو کارش نبود.
سریع شیشه آبجو رو برداشتم درشو به سختی باز کردم و گذاشتم توی سینی، لیوان بزرگی هم که فکر کنم یک لیتری بود گذاشتم کنارش و از آشپزخونه سه متری که تقریبا شبیه دخمه بود زدم بیرون.
هال خونه هم دوازده متر بیشتر نداشت، یه جورایی حس خفگی تو اون خراب شده بهم دست می داد.
فردریک لم داده بود روی کاناپه رنگ و رو رفته و با چشمای خونبارش نگام می کرد، زیر لب زمزمه کردم:
– دائم الخمر بدبخت…


کاربر گرامی برای دانلود رمان افسونگر ابتدا باید آن را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه کامل و اصلی این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.

قیمت ۵۰۰۰ تومان


رمان خریداری شده بلافاصله پس از پرداخت قابل دانلود می باشد.
کاربر گرامی جهت تماس با ما و یا ارسال تیکت پشتیبانی :
” کلیک نمایید “

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=876