به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان استاد دوست داشتنی به قلم فاطمه تاجیک با لینک مستقیم

دانلود رمان استاد دوست داشتنی برای نسخه های پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان استاد دوست داشتنی: عاشقانه
نویسنده رمان: فاطمه تاجیک
تعداد صفحات رمان ۱۵۴ صفحه

دانلود رمان استاد دوست داشتنی

خلاصه داستان: داستان رمان درباره دختری به نام یاسمین است.
او مادرش را دو سال پیش از دست می دهد و حالا خودشه و پدری که بعد از فوت مادرش اوضاع قلبش اساسی خراب شده.
و یک خواهر بزرگتر که اسمش یگانه است و ازدواج کرده.
خودش و تنهاییش، خودشه و غم ازدست دادن همدمش، سنگ صبورش، مادرش…
یاسمین تا الان تو زندگیش مشکل داشته ولی با وجود مادرش اون مشکلات چیزی نبودن…
ولی از وقتی مادرش از دنیا رفته حتی کوچک ترین مشکل برایش بزرگترین مشکل هست.
چون مادرش همیشه پشتیبانش بود، دل گرمیش بود، همه چیزش بود.
با این وجود پدرش هم واسش کم نمیزاره، خواهرش هم همینطور…
ولی باز هم با اینکه یاسمین خیلی دوسشون داره، نمی تونه با اونا جای خالیه مادرش رو پرکنه.
یاسمین خانوم الان بیست و یک سالشه و…

قسمتی از رمان استاد دوست داشتنی
با احساس اینکه یکی داره موهام رو نوازش می کنه چشم هامو باز کردم.
بابا بود که مثل همیشه با لبخند زل زده بود تو چشم های من.
_سلام بابا…
بابا: سلام به روی ماهت، پاشو بابا آماده شو تا دیرت نشده.
بدو من سفره رو پهن کردم.
_وای بابا! ولم کن توروخدا، خوابم میاد!
_پاشو دختر، تنبلی نکن!
اتـوبـاس راه میوفته ها!
درحالی که داشت می رفت بیرون گفت:
_من چایی رو می ریزم. دیرنکنی سرد بشه. بجنب، یالا دختر!
بعد اینکه بابا از اتاق رفت بیرون، رو تختم نشستم موهای به هم ریختم رو مرتب کردم.
_ای وای کی حال درس داره آخه؟! از تختم اومدم پایین.
رفتم جلو آینه موهامو شونه زدم. تختم رو مرتب…

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=2066