به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان ارث پدری نوشته کیمیا صباغ و محدثه صبوری با لینک مستقیم

دانلود رمان ارث پدری با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان ارث پدری: عاشقانه ، غمگین ، طنز ، کل کلی
نویسندگان رمان: کیمیا صباغ ، محدثه صبوری
تعداد صفحات رمان: ۴۱۹ صفحه

دانلود رمان ارث پدری

خلاصه داستان: داستان این رمان درباره دختری به نام غزل است.
مادرش به هنگام به دنیا آمدن غزل از دنیا می رود به همین دلیل پدرش او را قاتل مادرش می داند.
برای غزل از پدرش فقط یک حساب ملیاردی و یک شرکت بزرگ به ارث رسیده است.
ولی مسیر زندگی او به شکلی جلو می رود که غزل هم بتونه طعم شیرین عشق و خوشبختی رو بچشه…
قسمتی از رمان ارث پدری
سر درده شدیدی داشتم، صدای آهنگ تو گوشم اکو می شد و حالم رو بدتر می کرد.
دوست داشتم برم یه جایی ساکت و آروم اما تعادل ندارم و نمی تونم پشت ماشین بشینم.
به سمته مهران رفتم باید می گفتم منو برسونه خونه چون حالم خوب نیست.
دیگه طاقت موندن ندارم، مهران با شنیدن درخواستم گفت…

مهران: باشه برو آماده شو…
من: باشه…
زیاد حالم خوب نبود، به سمت اتاقی که لباس ها توش بود رفتم و با هزار مکافات آماده شدم.
آماده شدنم ۲۰ دقیقه ای طول کشید که به خاطره نداشتنه تعادلم بود. حالا فردا شرکتو چی کارکنم؟!
اه اه همش گرفتارم با همین حرفا به سمت در حیاط می رفتم، جایی که ماشین پارک بود.
مهران پشت فرمون نشسته بود سوار ماشین شدم و گفتم:
من: زودباش مهران یه دقیقه دیگه بمونم کر شدم…
مهران: باشه بابا دارم میرم دیگه…
بعد از نیم ساعت رسیدیم جلو در عمارت، عمارت بزرگی که ارث پدری بود.
پدری که یه اسم بود یه حساب بانکی میلیاردی ناخواسته.
یهو زدم زیر گریه پدری که نفهمید من رباط نیستم…

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=1407