به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان آنتی عشق نوشته خورشید و سامان شهریور با لینک مستقیم

دانلود رمان آنتی عشق با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان آنتی عشق: عاشقانه ، کل کلی ، طنز
نویسنده رمان: خورشید و سامان شهریور
تعداد صفحات رمان: ۳۷۳ صفحه

دانلود رمان آنتی عشق

خلاصه داستان: داستان رمان آنتی عشق در مورد زندگی دختر و پسری است که مثل هم هستن.
هردو دوست دارن واسه خودشون تصمیم بگیرن و مستقل باشن.
با این تفاوت که هامین پسر داستان ۱۲ ساله خارج از ایران زندگی می کنه و بعد از سال ها می خواد دوباره برگرده.
اتفاقاتی میفته که زندگیه میشا دختر داستان و هامین پسر داستان به هم ربط پیدا می کنه و…
قسمتی از رمان آنتی عشق
یه نگاهی به قیافه ی خسته ی بچه ها انداختم.
دستامو بهم کوبیدم و گفتم: ( تمام شدن تمرین)…
همچین با ذوق ایستادن و نگام کردن که انگار دنیا رو بهشون داده بودم.
خندم گرفت اما هوس یه نمه کرم ریزی داشتم.
ولی باز دلم سوخت و گذاشتم برای یه وقت دیگه.

انگار کوه کنده بودن.
دستامو بهم کوبیدم و گفتم: خوب تمرین برای امروز کافیه… تا شنبه. اوس…
بچه ها با خوشحالی گفتند: اوس…
– میشا جون؟
– جانم؟
– میشا جون من می تونم شنبه نیام؟
– آره عزیزم… مشکلی نیست.
– تمرین جدید که نمیدی؟
– نه گلم هنوز بدنتون آماده نیست.
دلارام یکی از شاگردای پای ثابتم بود.
ازم خداحافظی کرد و منم به رختکن رفتم. مثل چی عرق کرده بودم.
لباس ورزشیامو در آوردم و مانتو و شلوار پوشیدم. اوف… چه بوی سگی میداد. همیشه عادتم همین بود.
از شنبه که میومدم باشگاه یه دست مانتو شلوار تر تمیز تنم می کردم. تا آخر هفته با همون می چرخیدم.
جمعه می شستمش واسه ی شنبه… اسپری خوشبو کننده رو از کوله ام در آوردم و یه دوش گرفتم.
تا برسم خونه و یه…

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=894