به نام خدا

رمان باز سایت دانلود رمان با لینک مستفیم دانلود رمان جدید ایرانی بزرگترین سایت رمان خواندن آنلاین

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان آقایی که اون باشه نوشته Yektay ashegh و ali.radpoor با لینک مستقیم

دانلود رمان آقایی که اون باشه با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان آقایی که اون باشه: عاشقانه
رمان آقایی که اون باشه نوشته: Yektay ashegh و ali.radpoor
تعداد صفحات رمان: ۸۲ صفحه

دانلود رمان آقایی که اون باشه

خلاصه داستان: آقایی که ایشون باشه معلومه چی در میاد یه مرد پول دار و از خود راضی.
البته از چشم هاش می‌شه حس کرد که مرد مهربون و با احساسیه.
اما این قدر تو ناز و نعمت بزرگ شده، اینا براش کمرنگ شدن!
اگه من پزشک شخصی ایشونم دوباره اینا رو یادش میارم!
توجه: این رمان ارباب و برده ای نیست. تنها روایتی ساده و تخیلی از زندگی پول دارترین پسر تهران و یه پزشک هست که از گذشته سرنوشت شون به هم گره خورده!
قسمتی از رمان آقایی که اون باشه
پروا: مانتوی سفیدم رو پوشیدم و شالم رو سرم کردم.
از بابا خداحافظی کردم و آپارتمان رو ترک کردم.
امروز باید به یکی از روستاهای اطراف تهران می‌رفتم.
مریضم آبله گرفته بود و امکانات درمانی هم زیر صفر!

سر خیابون یه تاکسی گرفتم برای خارج شهر راهی شدم.
معاینه که تموم شد دخترک رو خوابوندم و رو به مادرش گفتم:
_ لطفا تمام چیزایی که گفتم رعایت کنین و این قرصا رو می‌فرستم براتون به موقع استفاده کنه.
_ چشم خانم دکتر، واقعا ممنونیم.
لبخند زدم.
_ خواهش می‌کنم، کاری نکردم!
و با خداحافظی کلبه رو ترک کردم، که گوشیم زنگ خورد:
_ پروا… برین بیرون… بیا خونه.
با بهت گفتم:
-چی شده بابا؟ چه خبره؟
_ زود بیا.
و تق گوشی قطع شد. سریع با سرعتی زیاد مشغول دویدن شدم. چی شده بود؟
از روستا که خارج شدم، سریع ماشین گرفتم و بعد دادن آدرس خواستم به سرعت برونه!
تموم وجودم رو استرس گرفته بود، از طرفی هم هرچی بابا رو می گرفتم، جواب نمی داد!…

لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=441