دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان آفتاب در حجاب به قلم سید مهدی شجاعی با لینک مستقیم

دانلود رمان آفتاب در حجاب نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان آفتاب در حجاب: مذهبی
نویسنده رمان: سید مهدی شجاعی
تعداد صفحات رمان ۱۴۷ صفحه

رمان آفتاب در حجاب از سید مهدی شجاعی

خلاصه رمان : آفتاب در حجاب روایتی است از زندگی حضرت زینب (س).
از کودکی تا عاشورا تا اسارت و تا وفات.
داستان از کابوس حضرت زینب (س) در کودکی آغاز می‌شود:
چشم های اشک‌ آلودت را به پیامبر (ص) دوختی، لب برچیدی و گفتی:
“خواب دیدم، خواب پریشان دیدم. دیدم که طوفان به پا شده است، طوفانی که دنیا را تیره و تار کرده است.”
قسمتی از متن رمان آفتاب در حجاب
پریشان و آشفته از خواب پریدى و به سوى پیامبر دویدى.
بغض، راه گلویت را بسته بود، چشم هایت به سرخى نشسته بود، رنگ رویت پریده بود، تمام تنت عرق کرده بود و گلویت خشک شده بود.
دست و پاى کوچکت مى لرزید و لب ها و پلک هایت را بغضى کودکانه، به ارتعاشى وامى داشت.
به سوی پیامبر (ص) رفتی و با تمام وجود ضجه زدى.

پیامبر، تو را سخت به سینه فشرده و بهت زده پرسید: ((چه شده دخترم ؟))
تو فقط گریه مى کردى .
پیامبر دستش را در موهاى تو فرو برد، موهایت را نوازش کرد و گفت:
((حرف بزن زینبم! عزیز دلم! حرف بزن!))
تو هم چنان گریه مى کردى.
پیامبر موهاى تو را از روى صورتت کنار زد، با دست هایش اشک چشم هایت را سترد، دو دستش را قاب صورتت کرد، بر چشم هاى خیست بـ.وسـ.ـه زد و فرمود:
((یک کلام بگو چه شده دخترکم! روشناى چشمم! گرماى دلم!))
هق هق گریه به تو امان سخن گفتن نمى داد.
پیامبر (ص) یک دستش را به روى قلبت گذاشت تا تلاطم جانت را درون سینه فرو بنشاند و دست دیگرش را زیر سرت…

دانلود جدیدترین رمان ها از کانال رمان باز :) عضویت در کانال رمان باز
اشتراک گذاری این مطلب :  
لینک کوتاه مطلب :  http://www.romanbaz.ir/?p=2763