دانلود رمان, رمان آنلاین, رمان باز, رمان جدید

تارنمای رمان باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از صفحه " پشتیبانی یـا تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان آخرین کیفر نوشته مژگان رضایی راد با لینک مستقیم

دانلود رمان آخرین کیفر با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان آخرین کیفر: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مژگان رضایی راد
تعداد صفحات رمان: ۴۱۰ صفحه

دانلود رمان آخرین کیفر

خلاصه داستان: عشقی که عقل را از تصمیم ها خط می زند و عاشقی که زندگی اش دست خوش اشتباهات بزرگ و کوچک می شود و لجوجانه چشم می بندد بر اشتباهاتش.
آنقدر در خواسته هایش غرق می شود که اشتباه از پس اشتباه زاده می شود.
زمانی چشم‌ می‌گشاید که نه راه پیش دارد و نه راه پس.
و تقاص پس می دهد، آخرین کیفر…
قسمتی از رمان آخرین کیفر
آیه آخر را خواندم.
_وقت داره می‌گذره افسون.
نگاهم به ساعت دیواری کشیده شد، تیک تاک عقربه‌های ثانیه شمار، هماهنگ با تکان خوردن پاندول بود.
از هماهنگی ساعت اخم‌هایم در هم فرو رفتند و استرس سر تا پایم را فرا گرفت.
به این قسمت ماجرا فکر نکرده بودم، مثل همیشه رعشه به جانم افتاده بود.
اما باز هم طبق این مدت، صدای پدرم بود که مرا تشویق به انجام کارم می کرد.

(بیشتر…)

دانلود رمان حریری به رنگ آبان نوشته سید آوید محتشم با لینک مستقیم

دانلود رمان حریری به رنگ آبان با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان حریری به رنگ آبان: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: سید آوید محتشم
تعداد صفحات رمان: ۵۵۲ صفحه

دانلود رمان حریری به رنگ آبان

خلاصه داستان: حکایتی از دو انسان دلداده، دو جسم و یک روح…
در جدال با مردی خود خواه، خود شیفته، خود بین، خود رای…
حکایتی متفاوت از یک عشق، عشقی که از دید من شاید سفید باشد و از دید تو سیاه…
اصلا بیا آن را خاکستری ببینیم، خاکستری روشن، متمایل به سفید…
یا نه! تصمیم با توست، علی و ساغر را، هر رنگی خواستی بکش…
آنها را در حریری به رنگ آبان، هر طور دوست داشتی رنگ آمیزی کن…
قسمتی از رمان حریری به رنگ آبان
دستمال کاغذی که بین انگشت های دستش مچاله شده بود، حالا داشت تیکه تیکه می شد.
دستمال نمناک بود.
اینو کامل حس می کرد، ولی این نمناکی به خاطر اشک نبود، حاصل مشت شدن دست ها و انگشتاش توی هم بود که عرق کرده بودن.

(بیشتر…)

دانلود رمان رز کبود نوشته فهیمه رحیمی با لینک مستقیم

دانلود رمان رز کبود با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان رز کبود: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: فهیمه رحیمی
تعداد صفحات رمان: ۲۳۷ صفحه

دانلود رمان رز کبود

خلاصه داستان: مات و مبهوت چشم به دهان پسرعمو رسول دوخته بود که داشت با آب و تاب خبر معاون سیاسی شدن آقا نعیم را تعریف می کرد و از او متعجب تر خانم و آقای رازقی بودند که با نگاه ناباور خود به رسول چشم دوخته بودند.
نعیم و معاون سیاسی؟!
رسول وقتی از سخن باز ایستاد رو به عمویش کرد و پرسید:
ـ شما هم باورتان نمی شود بله؟…
قسمتی از رمان رز کبود
عمو گفت:
ـ در کارآیی او که شک نداریم اما چطور بی خبر و بی مقدمه؟
رسول با صدا خندید و گفت:
ـ اگر غیر از این بود جای تعجب داشت.
برای نعیم هم شب جادویی به وقوع پیوست و یک شبه معاون شد.
خانم رازقی گفت:
ـ چند روز دیگر هم می شنویم که او با دختری از بزرگان ازدواج کرده.

(بیشتر…)

دانلود رمان شکوه های یاس نوشته فروغ ستوده مهر با لینک مستقیم

دانلود رمان شکوه های یاس با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان شکوه های یاس: عاشقانه
نویسنده رمان: فروغ ستوده مهر
تعداد صفحات رمان: ۱۶۹ صفحه

دانلود رمان شکوه های یاس

خلاصه داستان: سکوتی که بر فضا حاکم بود خبر از اتمام کار روزانه می داد.
و انسان را ناخودآگاه در خلسه فرو می برد و شوق استراحت و خواب شبانه را بر می انگیخت.
در یکی از همین خانه های کوچک که مثل بقیه زهوار در رفته بود، دختری نوجوان آرام خوابیده بود و در حالی که به آسمان نگاه می کرد با صبوری به پچ پچ پدر و خواهر بزرگترش گوش می داد.
حس ششمش خبر بدی به او می داد، چند روزی بود که رفتار پدرش تغییر کرده، گویی…
قسمتی از رمان شکوه های یاس
شب بود و تاریکی هول انگیزی همه جا فراگرفته بود.
صدای قورباغه ها و ناله ی شوم جغدها، موجدات شب زنده داری که سیاهی شب را بر روشنی روز ترجیح می داد.

(بیشتر…)

دانلود رمان از یاد رفته نوشته نسرین ثامنی با لینک مستقیم

دانلود رمان از یاد رفته با فرمت های اندروید، آیفون، پی دی اف، جاوا
موضوع رمان از یاد رفته: عاشقانه
نویسنده رمان: نسرین ثامنی
تعداد صفحات رمان: ۱۴۰ صفحه

دانلود رمان از یاد رفته

خلاصه داستان: در داخل آشپزخانه منزل آقای امینی، فرناز نامزد سلمان روی صندلی پشت میز غذاخوری نشسته و مجله ای را ورق می زند.
مادرش پشت به او و رو به کابینت ایستاده و با دستمالی قفسه ها را تمیز می کند.
در همین هنگام صدای زنگ در شنیده می شود.
فرناز سرش را بلند کرده و با شادمانی از روی صندلی بلند می شود و خطاب به مادر می گوید:
خودشه، من می رم در رو باز کنم…
قسمتی از رمان از یاد رفته
سلمان کنار تاقچه می ایستد و در آینه خود را می نگرد.
سپس برس را برداشته و موهایش را مرتب می کند.
مادرش کنار میز چوبی که در گوشه ای از اتاق قرار دارد و قوری و سماورش را روی آن نهاده نشسته است و به دو قاب عکس چوبی که در طرفین آینه روی تاقچه نهاده شده می نگرد.

(بیشتر…)