دانلود جدیدترین رمان ها، خواندن آنلاین رمان، رمان باز، رمان pdf

تارنمای رمان باز تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان دالیت از نویسنده نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان دالیت نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان دالیت: عاشقانه ، اجتماعی ، غم انگیز
نویسنده رمان: نیلوفر قائمی فر
تعداد صفحات رمان ۲۳۶ صفحه

رمان دالیت

خلاصه رمان : دالیت در آیین هندی ها به طبقه ای از مردم گفته می شود که از نظر مالی در سطح پایینی هستند. در هند این دسته از مردم معمولا برای کارهای سطح پایین جامعه خود انتخاب می شوند و…
و اما چرا این رمان به این اسم نامیده شد؟
در این رمان نه قرار است انسانی فقیر و یا انسانی غنی باشد.
نه شخصی خدمتکار یک خانه است و نه شخصی شغل سطح پایین دارد و نه شخصی هندی…
علت اصلی نوشتن این رمان بیان سرنوشت دختری است که به دلیل مشکلات زیادی که دارد، تصمیمی می گیرد که او را تبدیل به یک دالیت می کند.
حالا چرا دالیت؟ چرا به او می گویند که تو یک دالیت هستی؟
او نه به هند می رود، نه انسان نادرستی می شود و نه… (بیشتر…)

دانلود رمان ساحل نشین اشک از نویسنده مرضیه اخوان نژاد با لینک مستقیم

دانلود رمان ساحل نشین اشک نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان ساحل نشین اشک: عاشقانه ، غم انگیز
نویسنده رمان: مرضیه اخوان نژاد
تعداد صفحات رمان ۴۵۰ صفحه

رمان ساحل نشین اشک

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی زندگی دختری به نام اسما است.
اسما به پسری به نام شهرام علاقه مند است. آنها تصمیم می گیرند که با هم ازدواج کنند.
اما درست زمانی که شهرام و خانواده اش به خواستگاری اسما می آیند، پسر عموی اسما هم از او خواستگاری می کند.
پدر و برادر اسما، او را مجبور به ازدواج با پسر عمویش حامد می کنند و…
قسمتی از متن رمان ساحل نشین اشک
با صدای هشدار گوشی از خواب بیدار شدم.
چشم هایم باز نمی شد به ساعت نگاه کردم که دیدم ساعت هنوز ۶ صبحه و هشدار گوشی رو قطع کردم تا دوباره بخوابم.
نمی دونستم چرا ساعت رو برای ۶ تنظیم کردم.
بعد از کمی فکر کردن با چشم بسته یادم افتاد که قرار بود با شهرام بریم کوه…

(بیشتر…)

دانلود رمان شکنجه گر من از نویسنده مرضیه اخوان نژاد با لینک مستقیم

دانلود رمان شکنجه گر من نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان شکنجه گر من: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: مرضیه اخوان نژاد
تعداد صفحات رمان ۴۲۷ صفحه

رمان شکنجه گر من

خلاصه رمان : تارا دختری که در یک حادثه ای حافظه ی خود را از دست می دهد و هر چیزی که به گذشته اش ارتباط داشته را فراموش می کند.
اما خانواده اش مدام او را به خاطر گذشته اش سرزنش می کنند.
تارا برای رهایی از این سرزنش ها و حل مشکلات زندگی اش از خانه ی پدری اش می رود.
او توسط افرادی به یک کشور دیگر مهاجرت می کند.
اما زمانی که به آن کشور می رسد، می فهمد که زندگی رویایی در کار نیست و قرار است که به عنوان یک برده به اربابی فروخته شود که…
قسمتی از متن رمان شکنجه گر من
وارد اتاقم شدم و در رو محکم بستم.
طبق معمول هر روز دعوا، دیگه واقعا از این وضعیت خسته بودم.

(بیشتر…)

دانلود رمان باغ سیب از نویسنده افسون امینیان با لینک مستقیم

دانلود رمان باغ سیب نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان باغ سیب: عاشقانه ، اجتماعی
نویسنده رمان: افسون امینیان
تعداد صفحات رمان ۱۳۷۸ صفحه

رمان باغ سیب

خلاصه رمان : داستان این رمان درباره ی دختری به نام گیسو است.
او علاقه ی بسیار زیادی به نویسندگی دارد و آرزویش این است که روزی نویسنده شود.
گیسو با نوشتن اولین رمان بلندش، داستان زندگی خودش به گونه ای دیگر رقم می خورد و در گردش چرخ و فلک روزگار عشق را تجربه می کند…
قسمتی از متن رمان باغ سیب
نگاهی گذرا به چند سطری که نوشته بود انداخت.
قواره ی جمله ها برازنده ی هم بودند.
هر بار که صفحه ی کاغذ را مقابلش می گذاشت میان سفیدی آن و اعجاز کلمات گم می شد و نمی دانست چه جادویی در واژه ها نهفته که او را به پرواز خیال وا می داشت!
با نوک مداد ضربه ای کوتاه به صفحه ی کاغذ زد.

(بیشتر…)

دانلود رمان شکیبا باش از نویسنده گیسوی پاییز با لینک مستقیم

دانلود رمان شکیبا باش نسخه پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان شکیبا باش: عاشقانه
نویسنده رمان: گیسوی پاییز
تعداد صفحات رمان ۵۱۰ صفحه

رمان شکیبا باش

خلاصه رمان : نمی دونم چی شد…
نفهمیدیم چرا زمین لرزید… قضا بود یا قدر…
ولی هر چیزی که بود زندگی من رو کامل ویران کرد و از من، یک آدم دیگر ساخت.
شکیبایی دیگر…
من دوباره از نو ساخته شدم، دوباره عاشق شدم، عشقی که در من طنین انداز تپش های قلب دیگری بود، کسی که ساده در میان سطور زندگیم رسوخ کرد.
کسی که من محو در چشم هایش شدم، چشم هایی که تمسخر می کرد تمام عاشقانه هایم را…
و من صبورانه به مانند اسمم، شکیبا وار برای او زندگی کردم…
قسمتی از متن رمان شکیبا باش
از کنارش گذشتم و راه افتادم سمت خانه، جلوی درب ورودی خانه که رسیدم نفسی تازه کردم و بعد کلید انداختم و در رو باز کردم.
حیاط آپارتمان مثل همیشه ساکت بود.

(بیشتر…)